راهکارهای بودجه‌بندی عملیاتی

در زمان‌های دور بودجه منحصر به دخل و خرج دربار می‌شد. به‌عبارت دیگر درآمدهای یک کشور، درآمد پادشاه و هزینه‌های آن، هزینه پادشاه محسوب می‌شد و خودکامگان نیز هیچ لزومی برای پاسخ‌دهی در مورد دخل و خرج کشور نمی‌دیدند. اولین نشانه‌های پاسخ‌خواهی با شورش اشراف انگلستان علیه پادشاه و صدور منشور کبیر(مگنا کارتا) ظاهر شد. مطابق این منشور، پادشاه نمی‌توانست بدون مشورت با اشراف، مالیاتی وضع کند و در مورد چگونگی هزینه شدن مالیات‌ها نیز ملزم به پاسخ‌گویی می‌شد.

پاسخ‌گویی یا حساب‌دهی به معنی پاسخگو بودن یک کارمند، نماینده یا هرکس دیگر درباره وظیفه‌ای که به‌وی واگذار شده یا کاری که انجام داده است، می‌باشد. ایفای این مسئولیت با استناد به مدرک یا مدارکی است که شناسایی فرد انجام دهنده کار را امکان‌پذیر می‌کند. میزان مسئولیت براساس وجه نقد، آحاد اموال یا هر معیار از پیش‌تعیین‌شده دیگری اندازه‌گیری می‌شود. برای دولت مدرک یاد شده فوق، سند بودجه است. وظیفه واگذار شده ، اجرای بودجه مصوب مجلس است و پاسخ‌دهی در مورد آن با ارائه گزارش عملکرد سالانه بودجه محقق می‌شود. سابقه پاسخ‌خواهی و متقابلاً بودجه در ایران به زمان مشروطیت برمی‌گردد . اولین بودجه تاریخ ایران در زمان وزارت صنیع‌الدوله (1289 خورشیدی) در دوره دوم قانون‌گذاری تهیه و تقدیم مجلس شد. البته سرنوشت اولین بودجه‌نویس ایران این بود که پیش‌از تقدیم بودجه به مجلس ترور شود (شاید به جرم پاسخ‌خواهی). منظور از شفافیت بودجه، کیفیت اطلاعات بودجه‌ای و قابلیت آن در پاسخگویی بهتر به مردم است. براساس یکی از تعریف‌ها، شفافیت‌ بودجه‌ای یعنی« اطلاعات ارائه‌شده در رابطه با گزارش‌های مالی و عملیاتی بودجه به مجلس و مردم، باید کیفیت اجرا و عملکرد دولت را آشکار نماید». شفافیت بودجه‌ای پاسخگویی را تقویت می‌کند و ریسک سیاسی متناظر با اصرار بر سیاست‌های خلاف منافع ملی را افزایش می‌دهد و بدین‌ترتیب برمیزان اعتبار بودجه می‌افزاید. همچنین حمایت عمومی از سیاست‌های کلان اقتصادی را باعث می‌شود. در نقطه مقابل، مدیریت غیرشفاف بودجه ممکن است به بی‌ثباتی، ناکارایی یا تشدید نابرابری منجر شود. در دهکده جهانی، بحران بودجه در یک کشور ممکن است به صورت بالقوه به کشورهای دیگر سرایت کند، به همین‌دلیل موضوع یاد شده اهمیت بین‌المللی یافته است. به‌طوری که کمیته موقت هیأت‌رئیسه صندوق بین‌المللی پول( IMF) در پنجمین نشست خود در 16 آوریل 1998 ضوابط لازم‌الاجرا برای شفافیت بودجه‌ای را تصویب و اعلام کرد. اندیشه‌ای که در ورای بودجه‌ریزی عملیاتی قرار دارد این است که اگر سیاست‌گذاران، تصمیمات مالی را به‌گونه‌ای عینی و بر مبنای کارایی و اثربخشی استوار سازند، در نتیجه هم آنها و هم مردم می‌توانند درباره عملکرد دولت قضاوت روشنتری داشته باشند. بودجه‌ریزی عملیاتی از دیرباز در زمره پیشنهادات اصلاحی در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه بوده و در ایران ایده عملیاتی کردن بودجه اولین بار در بند«ب» تبصره 23 قانون بودجه 1381 کل کشور مطرح شد. در مقاله ذیل راهکارهای بودجه عملیاتی، لزوم استفاده از حسابداری تعهدی و مزایای آن، همچنین بودجه‌ریزی عملیاتی و مزایای آن و چالش‌ها و مشکلات اجرای نظام بودجه‌ریزی عملیاتی و دیدگاه‌های موافق و مخالف به رشته تحریر درآمده است. امید است مورد استفاده همکاران عزیز قرار گیرد. لزوم استفاده از حسابداری تعهدی به‌جای حسابداری نقدی حسابداری تعهدی پیش‌فرض اصلی در تدوین بودجه‌ریزی عملیاتی می‌باشد. باید توجه داشت که بودجه‌ریزی عملیاتی، نیازمند تعیین دقیق بهای تمام‌شده خدمات ارائه‌شده توسط سازمان است. به‌عنوان نمونه یکی از اقلام عمده و دارای سهم قابل توجه در تعیین قیمت تمام‌شده، هزینه تأمین فضای فیزیکی و ساختمان‌های اداری و سایر ساختمان‌های مورد نیاز است که به‌دلیل غیرجاری بودن این قبیل هزینه‌ها معمولاً به‌صورت پنهان باقی می‌ماند. هم‌چنین هزینه‌های فرصت‌های از دست‌رفته سرمایه‌ها و عدم النفع‌ها و خواب سرمایه‌های حبس‌شده نیز با رویکرد تأمین مالی مجدد با پشتوانه ارزش‌ها و منافع جاری و آتی نهفته در آنها شایسته توجه است. از این‌رو استفاده از حسابداری تعهدی جهت محاسبه قیمت تمام‌شده خدمات برای محاسبه سود و زیان امری ضروری می‌باشد. حسابداری نقدی در واقع پرداخت‌ها و دریافت‌های نقدی را ثبت می‌نماید. از این‌رو هزینه‌ها و درآمدهای پنهان در محاسبه قیمت تمام‌شده منظور نمی‌شود. حسابداری تعهدی، ارزیابی دقیق‌تر از هزینه‌ها و درآمدها دارد. مزایای حسابداری تعهدی: 1- حسابداری تعهدی برای تعیین بهای تمام‌شده و هزینه‌های واقعی اجرای برنامه‌ها، عملیات و فعالیت‌های سازمان‌های دولتی در قالب اعتبارات مصوب ضروری می‌باشد. 2- کنترل دقیق درآمدها و سایر منابع تأمین‌ اعتبار و هزینه‌ها و سایر پرداخت‌های حساب‌های مستقل در صورتی میسر خواهد بود که از مبنای حسابداری تعهدی استفاده شود. 3- مبنای تعهدی، اطلاعات کاملتر و جامع‌تری جهت نظارت بر عملکرد سازمان‌های دولتی و ارزیابی آنها در اختیار قوه مقننه، دولت و سایر مراجع قانونی و افراد کشور قرار می‌دهد. 4- حسابداری تعهدی، اطلاعات و گزارش‌های مالی صحیح‌تر و دقیق‌تری جهت برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و اجرای عملیات برنامه‌ها در اختیار مدیران سازمان‌های دولتی قرار می‌دهد. 5- در برخی حساب‌های مستقل و سازمان‌های دولتی انتفاعی، شناخت درآمدها و هزینه‌های واقعی و تعلق آنها به دوره مالی و نیز تعیین وضع مالی صحیح در پایان دوره مالی فقط با به‌کارگیری حسابداری تعهدی مقدور است. 6- سنجش بهره‌وری 7- ارزیابی گزینه‌های مختلف هزینه‌ای 8- ارزیابی ترکیب‌های گوناگون منابع 9- اتخاذ تصمیمات مربوط‌به برون‌سپاری و درون‌سپاری 10- اتخاذ تصمیمات مربوط‌به مدیریت‌ دارایی‌ها بودجه‌ریزی عملیاتی: امروزه به‌دلیل پیچیدگی‌های فزاینده محیطی، وجود متغیرهای بی‌شمار و مؤثر در فرآیند تصمیم‌گیری مدیران به‌ویژه مدیران بخش دولتی، تقاضای روزافزون نسبت ‌به ارائه خدمات با کیفیت بالاتر، فشار برای پاسخگویی و شفافیت عملکرد سازمان‌ها، نیاز به کاهش هزینه‌های جاری و موضوع افزایش بهره‌وری و اثربخشی مدیریت، کانون توجه تمام دولت‌ها و سازمان‌های بخش خصوصی را تشکیل داده است. در قرن 21 تقاضا جهت استفاده از ابزارها و رویکردهای نوین مدیریت از قبیل مدیریت فرآیندها، مدیریت کیفیت و مدیریت عملکرد، نظام‌های هزینه‌یابی خروجی و محصول که غالباً مورد استفاده بخش خصوصی بوده در دولت‌ها و بخش غیر دولتی قوت و قدرت گرفته است و رویکردهای خروجی محوری که رویکردهای بخش‌خصوصی است، جایگزین رویکردهای فرآیندمحوری گردیده است. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه دنیا در تلاشند نظام‌های بودجه‌ریزی خود را در یک فرآیند بهبود یا تغییر به یک نظام عملکرد محور و یا عملیاتی که در آن ارتباط بین اعتبارات بودجه و عملکرد دستگاه اجرایی شفاف و قابل درک است، نزدیکتر سازند و از این طریق پشتوانه اطلاعاتی معتبر و قابل اطمینانی برای تصمیمات بودجه‌ای فراهم آورند. بودجه‌ریزی عملیاتی با آگاه‌کردن تصمیم‌گیران به اطلاعات بهتر درباره نتایج هر برنامه و مجموعه برنامه‌هایی که برای نیل به اهداف مشترکی به کار می‌روند، توانایی تصمیم‌گیران را در ارزیابی درخواست‌های بودجه‌ای دستگاه افزایش می‌دهد. بودجه‌ریزی عملیاتی، تمامی فعالیت‌های مستقیم و غیر مستقیم مورد نیاز در برنامه و هم‌چنین تخمین دقیق از هزینه‌ فعالیت‌ها را در بر می‌گیرد. مزایای بودجه‌ریزی عملیاتی: 1.افزایش پاسخگویی بر اساس نتایج: اگرچه بسیاری از دولت‌ها دسترسی به اطلاعات عملکرد خود را امکان‌پذیر می‌سازند اما در ورای بحث‌های سیاسی، اطلاعات عملکرد منتج از بودجه‌ریزی ‌عملیاتی می‌تواند به شیوه‌های مختلف، نظیر اسناد بودجه‌ای، برنامه‌های راهبردی و گزارش عملکرد به‌اطلاع عموم برسد. 2. بهبود مدیریت عملکرد: بیشتر مورد استفاده مدیرانی است که مایلند کارایی عملیاتی برنامه‌ها و فرآیندهای کاری خود را افزایش دهند. 3. بهبود نحوه تخصیص: منابع با شاخص‌های عملکرد مرتبط می‌شود. 4. ابزار ارزشمندی برای تشخیص: ایجاد یک درک بنیادی و اساسی از تلفیق بین منابع به‌کار گرفته شده و عملکرد ایجادشده می‌باشد. مسئولین برنامه‌ها فرصتی برای بررسی اثر متقابل درونی بین منابع و نتایج مورد انتظار دردست دارند. این تجربه به‌شکل مطلوبی مدیریت کلی برنامه‌ها را بهبود می‌بخشد. 5. ابزار معین جهت توجیه بودجه‌: یک بودجه عملیاتی اثربخش، شفافیت بیشتری نسبت‌به عملکرد برنامه‌ها، سازمان و واحدها در مقایسه با بودجه‌ مرسوم کنونی به‌دست می‌دهد. یک بودجه عملیاتی با استفاده از هزینه‌یابی دقیق و کامل شاخص‌های فعالیت‌ها به‌عنوان زیربنای ساختار خروجی‌های برنامه‌ها و اهداف عملکردی، ابزار ارزشمندی را برای ارزیابی چگونگی تأثیر تغییر میزان هزینه‌ها بر نتایج فراهم می‌آورد. 6. زیربنای سیستم جامع مدیریت عملکرد و نقطه شروع نظارت بر اثربخشی سازمانی: نشان می‌دهد که چگونه مبالغ بودجه بر عملکرد یک برنامه (مانند فعالیت‌ها، شاخص‌های فرآیند و خروجی‌ها)اثر می‌گذارد. یک بودجه عملیاتی مطلوب، نقطه شروعی جهت نظارت بر عملکرد سازمان برای مدیران فراهم می‌‌آورد. 7. امکان وجود اهداف دوبخشی در برنامه‌ها: قابلیت طراحی اهداف دوبخشی به‌منظور اندازه‌گیری ابعاد هزینه و نتیجه را در اختیار می‌گذارد. با استفاده از اطلاعات هزینه‌ واحد در بودجه عملیاتی می‌توان بهبود عملکرد را در کاهش هزینه هر واحد درنظر گرفت. تجربه نشان داده است که این نوع کاربری بودجه‌ریزی عملیاتی در مدیران برنامه‌ها، انگیزه خوبی برای یافتن شیوه‌های نوین و ابداعی جهت کاهش هزینه‌ها و دستیابی به نتایج بهتر ایجاد می‌کند. 8. فراهم آوردن اطلاعات مربوط‌به هزینه‌های واحد قابل مقایسه: مدیران می‌توانند با شناسایی عوامل مختلفی که منجر به هزینه برای برنامه‌ها می‌شود، فرآیندها و استراتژی‌های جایگزینی را که ممکن است مقرون به صرفه‌تر باشد به‌کار گیرند. 9. امکان اتخاذ تصمیمات عینی و مؤثر: تأمین منابع خدمات از بیرون سازمان را تسهیل می‌سازد، مدیران سازمان‌های دولتی باید مجموع هزینه‌های یک فعالیت‌را بدانند. چالش‌ها و مشکلات اجرای نظام بودجه‌‌ریزی عملیاتی: چالش‌های اجرایی این نظام را می‌توان پشت‌سر گذاشت به شرط آنکه این چالش‌ها به‌خوبی درک و به شکل فعال مورد بررسی و رسیدگی قرار گیرند. - شناسایی هزینه‌ فعالیت‌ها: بسیار پیچیده است و تلاش قابل توجهی را می‌طلبد. سازمان‌ها باید سامانه‌ای را منطبق‌بر استاندارد حسابداری طراحی کنند. - تعریف فعالیت‌های هر برنامه: سازمان‌ها باید در مورد تعریف فعالیت‌های برنامه‌ها به‌صورت کلی با تقسیم آنها به اجزاء تصمیم‌گیری کنند. اگر سازمان، سامانه‌ای برای تخصیص ساعات کاری به فعالیت‌ها نداشته باشد باید آن‌را ایجاد کند. - توجیه بودجه در برنامه عملکرد سالانه: مدیران سازمان باید برنامه عملیاتی سالانه خود را با اطلاعات بودجه برای توجیه بودجه در مجلس تلفیق کنند. این کار مستلزم برنامه‌ریزی دقیق به‌منظور حصول اطمینان از عدم فقدان اطلاعات مربوط‌به عملکرد در فرآیند بزرگتر بودجه‌ریزی می‌باشد. - تغییر در نحوه تخصیص‌ها و ساختارهای بودجه‌ای: هرگونه تغییر باید با هماهنگی و پشتیبانی دولت و مجلس صورت گیرد تا فهم برنامه عملیاتی آنان برای مجلس و ارائه گزارش هنگام تصمیم‌گیری مجلس در مورد بودجه‌، تعیین اعتبارات و نحوه تخصیص اعتبارات آسانتر باشد. - ایجاد مقاومت: مدیران برنامه‌ها به منظور افزایش اثربخشی خود باید در مورد نحوه استفاده از اطلاعات مالی و حسابداری هزینه، برای اداره برنامه‌های خود آموزش ببینند. - ارتقای سیستم‌های تکنولوژی اطلاعات: یکی از چالش‌های بزرگ، ارتقای سامانه‌های مدیریت مالی و تکنولوژی اطلاعات برای پشتیبانی مدیریت عملکرد است. عوامل سیاسی همچون نوع نظام، شرایط سیاسی، توافق و هماهنگی در سطوح مختلف قوه مجریه یا مقننه برای اجرای مؤثر بودجه‌بندی عملیاتی تأثیر مستقیم دارد. دیدگاه‌های موافق و مخالف: منطق زیربنای تغییرات این است که سامانه حسابداری سنتی تأکید اندکی بر رعایت محدودیت‌های خرج کردن و مسئولیت‌پذیری در برابر جریان‌های نقدی و مانده‌ها دارد. طرح سنجش عملکرد، شامل « خروجی‌ها» ، « اثربخشی‌» و « نتایج» فعالیت‌هاست و با بررسی‌ تعهدات درازمدت وکل وضعیت مالی، مدیران را درخصوص « هزینه‌یابی کامل» مسئول عملیات می‌داند. اطلاعات تعهدی، برای بررسی دقیق هزینه‌یابی کامل، خدمات و شاخص اثربخشی عملکرد برنامه‌ریزی‌شده، نگهداری می‌شوند. این استدلال اهمیت خاصی برای حامیان این اصلاحات داشته است که حسابداری تعهدی، دید دقیق‌تری از خدمات دولت ارائه می‌کند. گفته می‌شود دولت با استفاده از حسابداری نقدی قادر است نسبت به بخش خصوصی خدمات ارزان‌تری ارائه کند، زیرا هزینه‌های غیر نقدی مانند استهلاک را حذف می‌کند. بدین ترتیب این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که تفاوت بین ارقام حسابداری بر مبنای نقدی و تعهدی، فقط زمان است. بنابراین طی زمانی تقریباً طولانی نمی‌توان به طور منطقی انتظار داشت که تفاوت انباشته با اهمیتی میان هزینه‌های گزارش‌شده توسط دو مبنا وجود داشته باشد. بارت (1993م، BARRET) اشاره کرده است که پیامدهای به‌کارگیری حسابداری تعهدی، هفت دسته است: اول، تعریف جامع‌تر هزینه برنامه‌های دولت که منجر به پیامد دوم یعنی تأکید بر کنترل هزینه‌ها و اندازه‌گیری اثربخشی می‌شود. سوم، ارقام تعهدی اثر مهمی بر تعیین روش قیمت‌گذاری برای حساب استفاده‌کننده دارد. پیامد چهارم، نیاز به نشان دادن بهره‌وری بیشتر در مذاکرات چانه‌زنی کاری است. اثر پنجم، ایجاد پاسخگویی بیشتر برای منابع مورد استفاده و سرمایه‌گذاری شده نهادهای بخش عمومی است در حالی‌که ششمین پیامد، ایجاد پاسخگویی برای اثرات رو به پائین سیاست‌ بدهی‌هاست که به اهمیت اندازه‌گیری سرمایه بین طبقه‌ای اشاره دارد و در نهایت اندازه‌گیری اثر مالی سیاست‌های دولت برای برآوردهای اولیه که منافع فزاینده برای صورت ظاهری آن، یعنی بودجه دارد. افزون بر موضوعات پیش‌گفته، باید اذعان کرد که گزینش سیستم حسابداری تعهدی در بخش عمومی به افزایش پاسخ‌گویی دولت به موکلان آن، مدیریت مالی بهتر مدیران خدمات عمومی و قابلیت مقایسه عملکرد مدیریت در حوزه‌های مختلف منجر می‌شود. این تغییرات مهم، ریشه در تغییر نگاه حسابداری بخش عمومی از تغییرات وجه نقد به وقوع رویدادهایی دارد که منجر به تغییرات وجه نقد می‌شوند. در واقع، اصطلاح حسابداری تعهدی، نشانه‌ای از یک دسته تغییرات بسیار گسترده‌تر است (1996م، Conn ). با این حال، بررسی‌های نسبتاً کمی درباره به‌کارگیری حسابداری تعهدی و پیامدهای آ‌ن برای یک جامعه بزرگ صورت گرفته است و در بسیاری موارد به مسائل و مشکلاتی که ممکن است رخ دهد، اشاره شده است. با وجود فراوانی مقالات حامی گزینش سیستم حسابداری تعهدی،پیدایش حسابداری مدیریت تعهدی و گزارشگری مالی تعهدی، خالی از انتقاد نبوده است. مزایای حسابداری بازرگانی برای واحدهای دولتی چندان آشکار نیست، به‌ویژه آن که آنها به‌دنبال سودآوری و وضعیت مالی نیستند. منتقدان برای مثال،آیکن و کاپیتانیو(1995،Aiken & Capitanio )، لوییز(1995،Lewis) مک کری و آیکن (1995،MacCrea & Aiken) ما و متیوز( 94-1992، Ma & Mathews) در برابر گزارشگری مالی تعهدی برای واحدهای دولتی استدلال می‌کنند که: oهدف واحدهای دولتی سودآوری نیست، بنابراین سود، معیار مناسبی برای سنجش عملکرد آنها شمرده نمی‌شود. oساختار مالی مبتنی‌بر حسابداری تعهدی برای دولت مناسبت نیست(برای نمونه، اهرم‌ها شاخص آسیب‌پذیری محسوب نمی‌شوند). oدر بخش دولتی، سرمایه‌در گردش، شاخص توانایی ادامه فعالیت نیست. این موضوع با تمایل مجلس برای ادامه تخصیص اعتبار در ارتباط است. oظرفیت‌های انتخاب برای دولت نامربوط است ( برای نمونه ممکن است واحدی مجاز به فروش دارایی‌ها و نگهداری عواید آن یا تغییرات تجاری نباشد) تهیه و تنظیم: آقای جمال دامغانیان

/ 1 نظر / 18 بازدید
محمد

سلام لينك شما تاييد شد